به آنانی که احمدی نژاد را دوست دارند یا ندارند

 

به یاد او که...

اللهم عجّل لِوَلیّک الفرج و العافیت و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

سخنم با دوستداران و دوست نداران احمدی نژاد است. سخنم با آن هاست که او را می شناسند، آن ها که کم تر می شناسند و آن ها که نمی شناسند. سخن از انصاف است. سخن از قیام برای برپاداشتن حق است، و اگر هم نتوان آن را بر افراشت لااقل تلاش کرد.

روی اول سخنم با آنان است که او را دوست دارند یا ندارند. هر کس که خود را متعهد در برابر وجدان حس می کند و به قیامتی اعتقاد دارد که در آن ترازوی عدل بر پا می گرددو یا به مانند برادرانم در انجمن اسلامی دانشکده بر این عقیده است که برای دفاع از انسانیت ندای اعتراض برآورده، به اصول انسانی پایبند است. انسانسیت ما می گوید که انصاف و عدل بهترین مسیر هاست، چنان که علی (ع) گفت و چنان که بزرگان دیگر دنیا گفته اند. کاش به روزی برسیم که تمام گفته های ما بر پایه این اصل استوار شود و به دور از بغض و حب شخصی به مسائل بنگریم و سره را از ناسره باز شناسیم و دست طمع این و آن – که بدترین و خطرناک ترینشان نفس امّاره است- را از جان کوتاه کنیم.

آنانی که احمدی نژاد را دوست ندارید، سؤال دارم: یکی از ریشه های معانی چندِ واژه "نقد" سوزاندن است. مانند آن چه ما در دروس این رشته (داروسازی) نیز خوانده ایم، تصور کنید جسمی را می سوزانید تا طیف جرمی آن را به دست آورید؛ اجزاء را جدا می کنید و در نهایت قسمتی از ساختمان مولکول مشخص می گردد. در وهله اول تلقی اصلی از نقد و در مقام عمل؛ نقّاد چنین است که کل را به جزء در آورد و با تحلیل واقعی عناصر موجود و نمایان ساختن معایب و مزایا، حقایق را آشکار کند و راه را برای اصلاح و پیشرفت بگشاید.

آن چه در کشور های پیشرفته – چه از نظر مادی و چه معنوی- مطرح است استفاده از همین روند برای پیشبرد اهداف دراز مدت جامعه و رسیدن به تعالی افراد آن است. کشور ایران، به دلیل گرته برداری هایی که اغلب در موارد نا مناسب آن نیز بوده است، در هر مقامی به روشی نائل آمده که در عمل عکس این رخداد ها و انتظارات را محصول دارد و یکی از این موارد برداشت ما از "نقد" است.

به یاد بیاورید روز های پیش از انتخابات را... کوشیدید در تأیید یک نفر و رد نفر دیگر؟ آیا به عیوب شخص مورد حمایت خود نیز پرداختید؟ یا به گمان شما ما با یک انسان روبرو بودیم دور از خطا و یک انسان تنها خطا کار؟ آیا این گفتار عدالت خواهی بود که حرّیت را سرلوحه کار خود قرار داده بود؟ می دانید، کسی باور نمی کرد احمدی ن‍ژاد منتخب شود، کسی باور نداشت با وجود نقد های بسیاری که بر او رفته بود، مردم باز درست و نا درست را تشخیص دهند، راهی نمانده بود جز انتخاب آنکه خودش نیز در پای صندوق به آن اطمینان داشت. و اما در این میان کسی به درجه خدمت رسید که فکرش را نمی کردید. و بنابراین حتماً تقلب شده! چرا؟ چون 13 میلیون رأی دهنده دارید، چون زیاد هستید، چون اغلب دانشجویان و جوانان که توان آمدن به خیابان را داشتند و صدایشان شنیده می شد و امکاناتی بود تا صدا و تصویرشان از طریق تلفن همراه و نوار ویدئویی به دست برادران و خواهران تلویزون های آن سوی آب ها برسد. برادر/خواهر من، برده فکر ناصحیح خود شدن تفاوتی با برده دیگری شدن ندارد که علی (ع) فرمود: "دوست هرکس عقل او و دشمن هر کس نادانی اوست".

بله! ما فقر داریم، گرانی داریم، بیکاری داریم و ... اما، این معضل ها از چهار سال پیش به وجود نیامده اند و به قول رئیس جمهور مملکت گلستانی تحویل گرفته نشده تا به ویرانه تبدیل شده باشد (در مورد تورم سخن بسیار است و حق دارید اگر گلایه کنید چون این با زندگی مردم به طور مستقیم در ارتباط است اما به یاد می آورید زمان آقای هاشمی را که با یک تحریم کوچک ایران آن تورم 49 و نیم درصدی پیش آمد؟ به نظرم با وجود سنگین ترین هجمه ها و تحریم ها برای ایتادن بر حق قانونی خود و با وجود حجم عظیم نقدینگی برای عمران در کشور و همچنین اثرات ناشی از سهمیه بندی بنزین این نرخ تورم بسیار کمتر از پیش بینی ها ست و نشان از توان بالای دولت دارد). سخن دوم این که در انتقاد، انصاف شرط اول است، کاش شما سخنی برای تورم 49 درصدی حامی اول نامزد مورد حمایتتان (اگر آقای موسوی است) می نوشتید تا بتوان به حروف شما به دیده منصف نگریست. کاش می نوشتید که تلقی ایشان از این که ممکن است برای توسعه قشری از مردم زیر چرخ های آن له شوند چه بود. کاش می گفتید چرا با وجود این همه بدبختی فراگیر در جامعه باید از یک بازیگر در تبلیغ به اصطلاح مستند تلویزیونی خود برای نشان دادن آن بهره گرفت. کاش از کنترل بی سابقه مرزهای کشور برای جلوگیری از ورود مواد مخدر در این چهار سال می نوشتید. کاش می گفتید کاهش نرخ مسکن را، در حالی که در هیچ دوره ای سابقه نداشت، کاش کاهش روند رشد تورم را (که همین امشب گفته شد یک و یک دهم درصد کاهش یافته) می گفتید، کاش می دید که بسیاری از روستا نشینان ( که با بسیاری از آن ها شخصاً صحبت کرده ام) به خاطر پرداخت سهام عدالتشان به احمدی نژاد رأی داده اند، کاری که در هیچ دوره ای در حقشان انجام نشده بود، کاش می دیدید که هیچ یک از روستاییان تلقی گداپروری در ذهن خود ندارند و سهام عدالت را حق خود می دانند که باید زودتر از این ها اعاده می شد و این کلمات تنها توهین هایی بود که از جانب امثال هاشمی نثارشان شده است. کاش می دانستید در بسیاری از روستا ها شبکه اینترنت با سرعتی در دسترس است که در دانشکده ما هم نیست! و دولت را به سعی در بی اطلاع نگاه داشتن مردم متهم نمی کردید. کاش می نوشتید که برای اولین بار معوقه باز مانده سنگین از دولت قبل در حق فرهنگیان پرداخت شد، کاش از سعی در رعایت عدالت با سهمیه بندی بنزین و آزاد کردن آن برای لوکس نشینان می گفتید.  کاش می گفتید که تعریف شاغل در دولت قبل تغییر کرد و با همین تعریف جدید نیز آمار بیکاری در این چهار سال، با وجود هجوم نسل جوان به بازار کار، حدود 2 درصد کاهش یافت. کاش از خوبی ها در کنار بدی ها می گفتید تا شما را منصف بدانم، کاش مشخص می شد مدارکی که آقای کروبی از آن سخن می گفتند و قرار بود هفته بعد از انتخابات چاپ شود چه شد؟ کاش اعلام می داشتید کسی که توان کنترل عصبیت خود در مقابل بیان نکته قانونی مجری برنامه مناظره ندارد چگونه در برابر توهین و تحقیر چهار ساله بسیاری از سایت ها و روزنامه ها و  هو کردن تمام سالن دانشگاه کلمبیا دوام می آورد. کاش می نوشتید کسی که به قانون گریزی دولت اعتراض داشت چگونه به اخذ مدرک دکترا قبل از نائل شدن به مدرک فوق لیسانس توسط همسرش راضی می شود و یا چگونه نحوه معاشرت و زندگی پسران و نوه های او یی که از او حمایت می کند نمی بیند و به پشتیبانی کسی که مردم بار ها با رأی ندادن به او نشان داده اند که  بر خلاف تصور شما می فهمند، افتخار می کند... و کاش جماران محل اطلاع از وضع زندگی آقای خاتمی، آقای هاشمی، آقای رضایی و ... نبود. کاش...

در مورد احمدی نژاد، آیا از نحوه زندگی او با خبرید؟ آیا می دانید تا چه ساعتی از شب بیدار می ماند و کار می کند؟ می دانید برای چه کسی کار می کند؟ می دانید هر روز غذایش را از منزل می آورد و حتی ذره ای از بیت المال و حتی تا جایی از حق خودش مصرف نمی کند مبادا ذره ای حرام در زندگی اش وارد شود؟ می دانید چند بار به خاطر کار زیاد دچار حمله قلبی شده؟ از خدمات او به روستا های کشور که سال ها به دور از هرگونه امکانات رفاهی بودن خبر دارید؟ می دانید با کارمندان نهاد و وزارتخانه ها چگونه بر خورد می کند که نه کسی از او بدی ببیند و نه جرأت اینکه کار خود را به نحو احسن انجام ندهد؟ نحوه برخورد بزرگان دین را با مفسدین خوانده اید؟ کتاب "اوصاف پارسایان" عبدالکریم سروش را خوانده اید؟ توصیفات علی (ع) و سروش به چه کسی شبیه است؟ شاید تعدادی از شما این ها را بدانید. حال سؤال من این است: چگونه به چنین کسی سنگین ترین توهین ها را می کنید؟ آیا از تمام آن ها که در مورد او می گویند و می دانید اطمینان دارید؟ قرآن را می دانید؛ به کسی به بدی سخن مگو، شاید از تو بهتر باشد. او، هر چه که باشد در زمره این آیه قرار می گیرد. خواندن او به حروف اول فامیلش چه نفعی دارد؟ به او توهین می شود؟ مگر نه اینکه طلا به سخن من و تو نقره نمی شود و نقره نیز طلا؟ نبود آمار ها را درست گفت و خودتان هم بررسی کردید در سایت های معتبر، و همه را دروغ خواندند؟ نبوده چهار سال یکسره تخریب؟ منصفانه بگویید، می شود دولتی در تمام چهار سال فقط و فقط اشکال باشد و حتی یک کار درست انجام نداده باشد؟ تا جایی پیش رفتند که پیروزی مسلم او در دانشگاه کلمبیا را انکار کردند.. از نظر من که خدمات دولت بسیار است، اما اگر می خواهید بگویید اشتباهاتش بیشتر بوده، خب، پس کارهای درستش کجا می رود؟ اگر اشتباهاتش بیشتر بود که الان وضع ما این نبود...اگر می گویید بد است به نظرم با توصیفات هم فکران شما باید بسیار بدتر از این بود!

خیلی ها می گویند گفتگو، صحبت، تمدن و ... در یک مناظره که با حضور آقایان حجتی و شریعتی (مدافعان نامزد های خود) برگزار شد شرکت کردم و آن چه از جانب هم فکران شما دیدم تنها مسخره و هو کردن و دروغ خواندن همه چیز حتی قبل از دانستن آن بود. بنده هیچ گاه ادعا نکرده ام که این دولت بی عیب و نقص بوده، همان طور که خود رئیس جمهور هم به تازگی چنین می گوید. بار ها عیوبی را که به نظرم رسیده در وبلاگ شخصی رئیس جمهور به طور مستقیم نوشته ام و نگرانی از نا محبوب شدن در پیش خود او یا ایستادن در برابر مخالفانش ندارم. اما نقدی صحیح است که اولاً عیب را درکنار حسن ببیند – چرا که اغلب مخلوقات خداوند سیاه تمام یا سفید تمام نیستند- و ثانیاً در ازای نمایش اِشکال، راه حلی برای برون رفت ارائه کند. بسیاری تخریب (دیگر نمی گویم نقد چون از مفهوم آن به دوریم) می کنند. هدف؟ واژگون کردن طرف مقابل و به دست گرفتن قدرت. آیا جز این است؟ اگر چنین نبود که چنان نمی کردید. مسئله کذبی چون "دولت هزار فامیل" با آن با جناق های ساختگی از رئیس جمهور را به یاد دارید؟ نامه یک همسر شهید که هم کلاس فامیل ما بوده و از نزیک می شناسدش چطور؟ یا نامه یک فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف؟ به مانند این ها چقدر بوده؟ چقدر به منابع اخباری اطمینان می کنید؟

چرا تقریباً تمام مرفهین جامعه با احمدی نژاد مخالفند؟ چون فقر تشدید شده؟ یا منافعشان به خطر افتاده است؟ چرا تنها خود را قشر فهمیده جامعه می انگارید و هرکس در جناحی دیگر باشد یا نمی فهمد و یا ظالم است؟ آیا مرز میان حق و باطل به مانند دوران علی (ع) و معاویه این قدر بر شما عیان است که راه خود را به یقین یافته اید؟

من توجیه گر ظلم نیستم، من از گروه های فشار بی مغز که به مردم بی گناه حمله می کنند بیزارم، من از کسانی که خشک و تر را می سوزانند بیزارم، من از بی انصافی های رسانه به اصطلاح ملی که اغلب راه را بر گلوی مخالف می بندد و موجب درد و دل شهروندان با شبکه های بیگانه که قصد خیری برای ما ندارند می شود و از نمایش زلف زن ایرانی تنها در فصل انتخابات ابایی ندارد نا خشنودم، من از حق کشی های نادرست دوری می جویم. من از بی انصافی های شما...

و اما سخن آخرم با آنان است که احمدی نژاد را دوست دارند، نه به خاطر هیچ چیز، که صداقت را در کلامش احساس می کنند. خوشبختانه او نیز انسان است، و به مانند همه غیر معصومان جهان خطاپذیر، هیچ کس نمی تواند از او چیزی فراتر از آن چه هست بسازد، و نه از آن که هست کمتر کند. شما نگران توهین ها نباشید، خدایی هست و دنیایی و آخرتی. و اما، اشکالات او را به یکسره رد نکنید، تحقیق لازم است. او هم اشکالاتی دارد که من هم بر بیشتر آن ها واقفم، او در نام بردن از روزنامه اعتماد به جای اعتماد ملی اشتباه کرد، او ماجرای نور را تکذیب کرد در حالی که چنین سخنی گفته بود (و البته نگفت که من دیدم، گفت دیگری دید و به من گفت و این اشتباه اغلب کسانی بود که از او سؤال می کردند)، او در سال های ابتدایی دولت از بزرگان دانش اقتصاد بی بهره ماند و اغلب اشکالات را تایید نکرد ( که این مسئله هم این روزها بسیار بهتر شده و هم از اقتصاد دانان قوی بهره مند شده و هم بر اشکالات دولت صحه می گذارد)... و البته مهم این است که آن قدر خوبی دارد که می توانیم او را منتخب دل های خود بدانیم و شب و روز برایش دعا کنیم تا دعایش در حق امام زمام (عج) هر چه زودتر محقق شود.

 

پ. ن: یک سوال از دوست نداران ایشان: قابل توجه آن ها که می گویند چرا دیگر به سفر استانی نمی رود، این ها مردم هستند یا نه؟اگر نه چی هستند؟! شاید این هم شعبده بازی صدا و سیما ست یا کار فوتوشاپ!؟(عکس از سفر استانی اخیر احمدی نژاد به خراسان رضوی)

استقبال از احمدی نژاد

وَ مِن ا... توفیق 

/ 2 نظر / 14 بازدید
مسعود

[شکست][اوغ][اوغ][شکست][شکست]

بنده خدا

واقعامتن جالبی بوداگرباعقل ومنطق به همه مواردنگاه کنیم هیچ مشکلی پیش نخواهدامد.عدالت وعدالت خواهان همیشه پیروزند.عزیزوسربلندباشید.[دست][گل][خداحافظ]