نامه یک کارگردان به احمدی نژاد

چهار سال زمان زیادی نیست که گذشته را از یاد ببریم...

در بهار هشتاد و چهار بود که رهبر فرزانه انقلاب در بارگاه غریب الغربا فرمود: خدا یاری کند تا فردی مومن به ارزش‌ها انتخاب شود...

و امروز که چهار سال از انتخاب این مرد بی‌ادعا می‌گذرد، من به عنوان یک جوان، جوان هنرمند و علاقه‌مند و حساس به سرنوشت کشورم اینها را در دولت نهم دیده ام، و اگر هم ندیده‌ام درک کرده‌ام...

اگر بخواهیم دکتر احمدی‌نژاد را در یک نگاه کلی ببینیم این صفات بارزی است که در ایشان یافت می‌شود

...خدمتگزار، کار آمد و پرنشاط... بد نیست یادمان نرود که ایشان همان هستند که بود! ساده و بی‌آلایش... عدالت‌گرایی که آتش در دست بسیاری گذاشته... ایستاده در برابر پیشرفت انقلاب و البته دلسوز...

چهارسال زمان زیادی نیست که یادمان برود دختران‌مان در راه کشورهای شیخ‌نشین بودند و اعتیاد بیداد می‌کرد و امنیت اجتماعی وجود نداشت و هزارها گره کور دیگر که دستان همین مرد آنها را باز کرد...چه کسی جز او می‌توانست این‌همه دلسوز محرومین و مستضعفین باشد...

هر نگاه تیزبینی در می‌یابد که در این دولت مظلوم قدرت تنها برای خدمت بوده و بس... گفتم مظلوم چون نشانی از غرور در هیچ کجای این دولت نیست... دولتی که رییسش اینقدر مردمی باشد موفق است.

آقای احمدی‌نژاد، من جوانم و اهل هنر... شما را قسم به جوانی و آینده‌ام، دست از این همه تلاش بر ندارید... این خاک به افرادی چون شما نیاز دارد... من و هزاران هم نسل من به این عزتی که دولت شما برای‌مان به ارمغان آورده نیاز داریم... ما به احساس غروری که بعد از حرف‌های شما در ژنو به ایرانی جماعت دست داد نیاز داریم... ما به جسارت شما، به ایستادگی‌تان در برابر جذابیت‌های قدرت نیاز داریم...

همین کارشناسی دقیقتان شرط ماندگاریتان است! مطمئن باشید که شما منتخب قلب‌های ایرانیانید، حتی اگر نام شما از صندوق‌های رأی بیرون نیاید...

نمی‌دانیم کدام صفت شایسته‌تان است، بگویم انقلابی؟ شما از خود انقلاب هم انقلابی‌ترید... یا مقایسه‌تان کنم با امیرکبیر؟ به ولله از او جلوترید که او وزیر پادشاهی جبار بود و شما در خدمت پیری فرزانه... بهتر است از خودتان بگویم...

رییس‌جمهور منتخب، نه...

دکتر احمدی‌نژاد، بازهم نه...

محمود، به بلندترین فریادها می‌گویم که تو، عزت ایرانی را به من پس دادی...

تو پرچم رفیع انقلاب را در جهان به اهتزازی ابدی در آوردی...

تو ناموس ما را مثل شهیدانی که سینه‌شان را سپر بلا کردند حفظ کردی...

تو را خوب می‌شناسم، مردی از جنس زمانی، مردی از جنس حضور...

تو یگانه تعبیر واژه جسارتی و خون انقلاب را در رگ‌های من به جوش آوردی، تو تا ابد رییس‌جمهور منی، حتی اگر در کلاس دانشگاه درس بدهی!

(نامه از جانب:

محمد خراط زاده - نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان تئاتر و تلویزیون)

/ 0 نظر / 12 بازدید