ما می توانیم! اما چرا فقط در موسیقی؟!

به یاد او که...

ایران در حال گذار است. این جمله ای ست که بارها به آن فکر کرده ام. گذار در سیاست و فرهنگ و هنر و خلاصه همه چیز. نمود این تغییر و گذر نیز به چشم می آید چرا که از درون به بیرون اثر است. به هر جا که نگاه کنی نمونه های واضحی از این گذار را می بینی. در نقاشی های جدید و تیپ های جدید و خواسته های جدید و ... انگار در دوره ای هستیم به مانند دهه ۹۰ اروپا و آمریکا که مردم آن روزگاری را در حال و هوای دیگری بودند و اکنون به اشکال متفاوتی جلوه می کنند.

بسیاری بر این باورند که هوش ایرانیان بر بسیاری از ملت های دیگر سر است و برخی حتی آن را سرآمد تمام مردم جهان می دانند. سخنی به گزاف هم نیست و در مقام مقایسه که بر می آییم و هر کس را که با جهان آن طرف مرز مرتبط بوده می بینی همین را تایید می کند.

برایم جالب بود و البته نه دور از انتظار که نظر احمدی نژاد را درباره وزارت فرهنگ و ارشاد بدانم. علت بر کناری یا استعفای آقای صفار هرندی و سؤالاتی چنین. در مجله تازه منتشر "پنجره" که به انصاف با وجود اینکه منتقدانه می نویسد تا به حال منصفانه نوشته (هر چند تنها به معایب می پردازد اما به نظر شکل اصلاح شده و مناسب مجله توقیف شده "شهروند امروز" است) نکاتی را در این زمینه خواندم که تاییدی بود از زبان یک منتقد دولت در مورد مخالفت احمدی نژاد با گشت های ارشاد -شماره هشت مجله صفحه سیزدهم- : به نظر آقای علی مطهری، عضو فراکسیون فرهنگی مجلس این چنین می خوانیم که: "آقای رئیس جمهور نگاه خیلی بازی نسبت به مسائل فرهنگی دارد و قایل به نظارت بر مسایل فرهنگی و هدایت سیاسی نیست. به طور کل ایشان قایل به مسئولیت دولت در قبال عقاید و اخلاق جامعه نیستند و در عوض به فرهنگ باز اعتقاد دارد و در کلریا، اصل امر به معروف و نهی از منکر در حیطه دولت را قبول ندارد و نگاهش نگاه خاصی است. نگاه رئیس جمهور به فرهنگ همان رها شدگی فرهنگی است و همین مقدار نظارتی که در چهار سال گذشته وجود داشت را نیز قبول ندارد و قایل به یک جامعه باز در حوزه فرهنگی است که البته ما از این جهت به ایشان انتقاد داریم و این تفکر را تفکر اسلامی نمی دانیم. اختلاف ایشان با آقای صفار هرندی نیز بر سر همین مسئله است، زیرا قایل به رعایت ضوابط اسلامی در حوزه فرهنگی نیست و این هم به کشور ضربه خواهد زد."

جدای از این که رأی جناب مطهری را قبول ندارم، معتقدم حتی در زمان پیامبر (ص) نیز جامعه اسلامی جامعه ای باز بوده و اگرچه احکامی مثل تحدید فروش و مصرف مشروبات الکلی اجرا می شده اما مردان و زنان از بقیه جهات - حتی در مورد حجاب زنان غیر مسلمان- در آزادی کامل بوده اند. به نظر من حدود تعیین شده امروزه در ایران برای مردم جز فشار و در نتیجه طبیعی روانشناختی آن عصیان چیزی به همراه ندارد. حالا این ها را گفتم برای چه؟ برای اینکه جلوه ای از این بازگذاشتن فضا برای رشد فرهنگی و هنری را مرور کنیم.

یکی از جلوه های تغییر در ملل هنر و به طور شنیدنی "موسیقی" آن است. در هنر نیز عقیده بر این است که آثار بزرگ از روح بر می آید و هنر مند در لحظه خلق اثر به دنیایی دیگر متصل می شود و از توانمندی های خود فرا می رود. موسیقی در چهل سال اخیر در ایران تحول شگرفی یافته و از موسیقی اصیل و سنتی و در کنار آن رو حوضی به پاپ و اکنون به رپ و متال تغییر یافته است. شاید چنین تحولی در غرب نیز بی سابقه است. در نظر بگیرید که انواع موسیقی غربی تقریبا در چند دهه به وجود آمده و البته رشد آن ها در کنار هم بوده است. موسیقی ایرانی اما به خصوص در سال های اخیر همه مرزهای موجود در گذشته را شکسته و به اوج خلاقیت در همه زمینه ها دست یافته است. نمونه های آن را در کارهای پاپ احسان خواجه امیری- پاپ و رپ تی ام و گروه های دیگر جدید ایرانی و سنتی همایون شجریان می توان یافت. به غنا و غیر غنای آن فعلاً کاری نداریم! همین که جا برای کار این ها، اگر چه در خفا، باز بوده جای شکر دارد.

از مصادیق هوش ایرانیان همین بس که اکنون شاهد جذب مخاطب ایرانی در تمام نقاط جهان توسط گروه های فعال در داخل کشور -چه علنی و چه زیر زمینی- و جدا شدن آن ها از موسیقی اجرا شده در لوس آنجلس هستیم - برای این امر کافی ست به صدای ضبط ماشین ها کمی گوش دهیم-. نوای یکنواخت معین و داریوش و شهرام و ... که بدون هیچ پیشرفت قابل ذکری همچنان با ۶ و ۸ و ریتم ها و الفاظ قدیمی به کار خود ادامه می دهند باعث شده با ظهور پدیده هایی نو در کشور با اشعار با معنی و موسیقی و ریتم های ابداعی روند سریع تغییر سلیقه از داوود بهبودی تا ساسی مانکن طی شود و صنعت مخاطب دار موسیقی ایرانی دوباره به دست افراد داخل کشور بیفتد.

همانند موسیقی ایران توانایی پشت سر گذاشتن تمام دنیا را دارد. و این چنین است که در صنعت هوا فضا- سلول های بنیادی- ماهواره- صنعت انرژی هسته ای و ساخت برخی داروها جزو چند کشور انگشت شمار دنیا هستیم و به زودی در برخی رشته جزو تک ها خواهیم شد. باور به شعار "ما می توانیم" که شروع احمدی نژاد بود اما یک شعار فراموش شده ما ایرانی هاست و سر رشته این امر.

/ 2 نظر / 14 بازدید
سفیرجزیره مجنون

.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-. دعوتید به سفری برمدار عشق.... البته آنهایی که به غیرتشان بر می خورد مطالب ما را نخوانند...! .-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.

محمد

از شما بعید بود![ناراحت]