|
احمدی نژاد، مرد خدایی |
به یاد او که... مدت ها شما را نمی شناختم و تنها به این اکتفا کرده بودم که شنیده ام مجتهدی روشنفکر هستید و برایم کفایت می کرد.. تا اینکه بحران اخیر فرا رسید و بیانیه های شما در دفاع از مردم مظلوم را می خواندم و باز امیدوار می شدم به شجاعت شما، که در میان سایر مجتهدین لب به سخن گشودید و نترسیدید. تا روزها گذشت و شایعه ای پخش شد که شما به احمدی نژاد صفتی را نسبت داده اید که از نادرستی آن نیز آگاهید. باور نکردم - که این روزها به شنیده های غیر نمی شود اطمینان کرد- تا فیلم ماجرا را دیدم و به واقعیت آن پی بردم. کاری به این ندارم که مخالف احمدی نژاد هستید، حرفم با شرایط اجتهاد شماست که لابد "عدالت" از اولین ارکان آن بوده. چگونه صفتی را به کسی نسبت دادید که خود می دانید دروغ است؟ چگونه است که با مراجعه به دفتر شما حکم نسبت دادن این صفت به دروغ مجازاتی بزرگ دارد و شما خود در امانید؟ عالم بی عمل به چه ماند؟ آیا در آن روز بزرگ نیز از عتاب خداوند در امان خواهید بود؟ آقای صانعی، به عنوان یک خیر خواه، یک برادر کوچک و کسی که هیچوقت فکر نمی کرد بتواند به شما توصیه ای بکند به شما می گویم: مراقب خود باشید.
(به نقل از ثانیه نیوز:) هر چند که مبحث توهین به مقامات رسمی کشور قبل از اینکه از دیدگاه حقوقی مورد بررسی قرار گیرد از دیدگاه اخلاقی باید مورد توجه باشد زیرا در جامعهای که همگان ندای بستر سازی فرهنگی دارند یا از حلال و حرام الهی بحث میکنند پتانسیلهای اخلاقی اهانت به رئیس جمهور باید سنگینتر از بار حقوقی آن باشد. در فضای اخلاق، توهین کننده از درون شرمنده میشود که خود سختترین نوع مجازات است. اما به هر جهت اگر کسی این چنین احساس شرمندگی ننمود، در قوانین کیفری ما چه راهکارهایی برای مقابله با این جرم اندیشیده شده است؟ درماده 608 قانون مجازات اسلامی آمده است که «توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا 74 ضربه یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.» بنابر این توهین به افراد جامعه درهر سطحی که باشند مورد تعقیب کیفری قرار خواهد گرفت.
در این رابطه باید به ماده 609 قانون مجازات اسلامی نیز توجه نمود: «هرکس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداریها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم میشود». بنابر این توهین به رؤسای سه قوه از جمله رئیس جمهور، جرمی است که مستوجب مجازات حبس یا شلاق میباشد. زیرا که رئیس جمهور علاوه بر شخصیت حقیقی خود، دارای شخصیت حقوقی «رئیس جمهور» می باشد که توهین به او، توهین به یک ملت تلقی میگردد.
مراجع دینی باید طوری رفتار کنند که نه تنها رفتار آنها برای مقلدین بلکه برای همه مسلمانان مورد احترام بوده و عدالت، عفت و سواد تخصصی از همه وجود آنان ببارد تا مرجعیت مفهوم خود را بیابد. در عرصه حقوق و قضاوت نیز آنان که در کسوت مرجعیت دینی هستند در برابر قانون با بقیه مردم یکسانند و اگر خدای ناکرده رفتاری خلاف عفت، ادب و عدالت از آنان صادر شود، نباید این افراد در پناه مرجعیت مصونیت یابند.
امام راحل در این باره میفرمایند: «خدا میداند که شخصاً برای خود ذرهای مصونیت و حق و امتیاز قائل نیستم. اگر تخلفی از من هم سر زند مهیای مؤاخذهام». نگاه روحانیت خصوصاً آنان که بیشتر مدعی ارادت و مریدی امام راحل (ره) هستند باید به راه و سیره امام(ره) بیشتر شبیه باشد و نسل امروز حرکات و سکنات آنان را در مسیر امام (ره) ببیند، برای مثال وقتی فردی در قالب مرجع دینی به یک فرد مسلمان نسبت "حرامزاده" میدهد یا سوگند او در مجلس شورای اسلامی در مراسم تحلیف را "معصیت کبیره" میشمارد، مردم و حتی مقلدان احتمالی چه برداشتی از تقوای این فرد دارند؟
در خصوص اهانت و اتهام سخیف حرام زاده به رئیس جمهور به رغم تکذیب دفتر مشارالیه متأسفانه مراجعه به فایل صوتی ایشان این خبر را تأیید میکند و اگر دروغگویی «معصیت کبیره» است باید گفت چنین اتهامی که فرد اتهام زننده را از دایره دین خارج میکند، چگونه میتوان تعبیر و تفسیر کرد؟! (به یاد بیاورید ماجرای هاله نور احمدی نژاد را که بارها توسط انجمن اسلامی و ... مورد بزرگنمایی قرار گرفت و خدا را شکر که احمدی نژاد ادعای مرجعیت نکرده است! و خدا را شکر که آن ماجرا توهین به شخصی نبود) [ شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٩:٢٥ ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
به یاد او که... ایران در حال گذار است. این جمله ای ست که بارها به آن فکر کرده ام. گذار در سیاست و فرهنگ و هنر و خلاصه همه چیز. نمود این تغییر و گذر نیز به چشم می آید چرا که از درون به بیرون اثر است. به هر جا که نگاه کنی نمونه های واضحی از این گذار را می بینی. در نقاشی های جدید و تیپ های جدید و خواسته های جدید و ... انگار در دوره ای هستیم به مانند دهه ۹۰ اروپا و آمریکا که مردم آن روزگاری را در حال و هوای دیگری بودند و اکنون به اشکال متفاوتی جلوه می کنند. بسیاری بر این باورند که هوش ایرانیان بر بسیاری از ملت های دیگر سر است و برخی حتی آن را سرآمد تمام مردم جهان می دانند. سخنی به گزاف هم نیست و در مقام مقایسه که بر می آییم و هر کس را که با جهان آن طرف مرز مرتبط بوده می بینی همین را تایید می کند. برایم جالب بود و البته نه دور از انتظار که نظر احمدی نژاد را درباره وزارت فرهنگ و ارشاد بدانم. علت بر کناری یا استعفای آقای صفار هرندی و سؤالاتی چنین. در مجله تازه منتشر "پنجره" که به انصاف با وجود اینکه منتقدانه می نویسد تا به حال منصفانه نوشته (هر چند تنها به معایب می پردازد اما به نظر شکل اصلاح شده و مناسب مجله توقیف شده "شهروند امروز" است) نکاتی را در این زمینه خواندم که تاییدی بود از زبان یک منتقد دولت در مورد مخالفت احمدی نژاد با گشت های ارشاد -شماره هشت مجله صفحه سیزدهم- : به نظر آقای علی مطهری، عضو فراکسیون فرهنگی مجلس این چنین می خوانیم که: "آقای رئیس جمهور نگاه خیلی بازی نسبت به مسائل فرهنگی دارد و قایل به نظارت بر مسایل فرهنگی و هدایت سیاسی نیست. به طور کل ایشان قایل به مسئولیت دولت در قبال عقاید و اخلاق جامعه نیستند و در عوض به فرهنگ باز اعتقاد دارد و در کلریا، اصل امر به معروف و نهی از منکر در حیطه دولت را قبول ندارد و نگاهش نگاه خاصی است. نگاه رئیس جمهور به فرهنگ همان رها شدگی فرهنگی است و همین مقدار نظارتی که در چهار سال گذشته وجود داشت را نیز قبول ندارد و قایل به یک جامعه باز در حوزه فرهنگی است که البته ما از این جهت به ایشان انتقاد داریم و این تفکر را تفکر اسلامی نمی دانیم. اختلاف ایشان با آقای صفار هرندی نیز بر سر همین مسئله است، زیرا قایل به رعایت ضوابط اسلامی در حوزه فرهنگی نیست و این هم به کشور ضربه خواهد زد." جدای از این که رأی جناب مطهری را قبول ندارم، معتقدم حتی در زمان پیامبر (ص) نیز جامعه اسلامی جامعه ای باز بوده و اگرچه احکامی مثل تحدید فروش و مصرف مشروبات الکلی اجرا می شده اما مردان و زنان از بقیه جهات - حتی در مورد حجاب زنان غیر مسلمان- در آزادی کامل بوده اند. به نظر من حدود تعیین شده امروزه در ایران برای مردم جز فشار و در نتیجه طبیعی روانشناختی آن عصیان چیزی به همراه ندارد. حالا این ها را گفتم برای چه؟ برای اینکه جلوه ای از این بازگذاشتن فضا برای رشد فرهنگی و هنری را مرور کنیم. یکی از جلوه های تغییر در ملل هنر و به طور شنیدنی "موسیقی" آن است. در هنر نیز عقیده بر این است که آثار بزرگ از روح بر می آید و هنر مند در لحظه خلق اثر به دنیایی دیگر متصل می شود و از توانمندی های خود فرا می رود. موسیقی در چهل سال اخیر در ایران تحول شگرفی یافته و از موسیقی اصیل و سنتی و در کنار آن رو حوضی به پاپ و اکنون به رپ و متال تغییر یافته است. شاید چنین تحولی در غرب نیز بی سابقه است. در نظر بگیرید که انواع موسیقی غربی تقریبا در چند دهه به وجود آمده و البته رشد آن ها در کنار هم بوده است. موسیقی ایرانی اما به خصوص در سال های اخیر همه مرزهای موجود در گذشته را شکسته و به اوج خلاقیت در همه زمینه ها دست یافته است. نمونه های آن را در کارهای پاپ احسان خواجه امیری- پاپ و رپ تی ام و گروه های دیگر جدید ایرانی و سنتی همایون شجریان می توان یافت. به غنا و غیر غنای آن فعلاً کاری نداریم! همین که جا برای کار این ها، اگر چه در خفا، باز بوده جای شکر دارد. از مصادیق هوش ایرانیان همین بس که اکنون شاهد جذب مخاطب ایرانی در تمام نقاط جهان توسط گروه های فعال در داخل کشور -چه علنی و چه زیر زمینی- و جدا شدن آن ها از موسیقی اجرا شده در لوس آنجلس هستیم - برای این امر کافی ست به صدای ضبط ماشین ها کمی گوش دهیم-. نوای یکنواخت معین و داریوش و شهرام و ... که بدون هیچ پیشرفت قابل ذکری همچنان با ۶ و ۸ و ریتم ها و الفاظ قدیمی به کار خود ادامه می دهند باعث شده با ظهور پدیده هایی نو در کشور با اشعار با معنی و موسیقی و ریتم های ابداعی روند سریع تغییر سلیقه از داوود بهبودی تا ساسی مانکن طی شود و صنعت مخاطب دار موسیقی ایرانی دوباره به دست افراد داخل کشور بیفتد. همانند موسیقی ایران توانایی پشت سر گذاشتن تمام دنیا را دارد. و این چنین است که در صنعت هوا فضا- سلول های بنیادی- ماهواره- صنعت انرژی هسته ای و ساخت برخی داروها جزو چند کشور انگشت شمار دنیا هستیم و به زودی در برخی رشته جزو تک ها خواهیم شد. باور به شعار "ما می توانیم" که شروع احمدی نژاد بود اما یک شعار فراموش شده ما ایرانی هاست و سر رشته این امر. [ پنجشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٤:۳٥ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
بیان دروغ ها یی که شاید نتوان از راستی آن مطلع شد یکی از شیوه های تبلیغی رسانه های غرب و مغرضان داخلی شده. از آن جمله است: 1- ماجرای دولت هزار فامیل احمدی نژاد: یکی از این افراد که به نام باجناق ایشان نام گرفته بود (آقای زریبافان) از اقوام نزدیک یکی از دوستان من است. ایشان گفت که اصلاًچنین موضوعی صحت ندارد. با خودم گفتم: یکی ش که دروغ باشه، بقیشم معلوم نیست.. تا خود رئیس جمهور در تلویزیون شایعه را تکذیب کرد و دیگر از کسی صدایی در نیامد!
2- دروغ خواندن آمار های احمدی نژاد از سوی آقای موسوی: من هم شک کردم که نکند احمدی نژاد دروغ گفته باشد! به سایت بانک مرکزی رفتم و همه آمارهای احمدی نژاد درست بود. آمار 15 درصدی نرخ تورم هم نقطه به نقطه بود که با صحبتی که با کارشناسان اقتصادی داشتم مشخص شد که هر دو این اعداد قابل استناد هستند و البته عدد 25 درصدی سالیانه هم به گفته آقای رضایی بارها توسط رئیس جمهور اعلام شده بود. آقای موسوی با پوشاندن منبع آمار نمودار خود و خط زدن قسمتی از آن نموداری را ارائه کرد که چیز دیگری بود! 3- ماجرای کشته شدن 5 دانشجو در خوابگاه دانشجویی دانشگاه تهران: شایعه با پیدا شدن یکی از مقتولین (!) خاتمه یافت و مشخص شد بقیه این افراد هم ساکن کوی دانشگاه نبوده اند! 4- ماجرای کشته شدن علیرضا توسلی در بهشت زهرا بر اثر ضربه باتوم: پس از آن که صدای آمریکا و بی بی سی این قضیه را در دست گرفتند و جهت بهره برداری های وسیعتر از آن آماده شدند، گزارشی از پدر و مادر این نوجوان مشخص کرد که او بر اثر حادثه تصادف فوت کرده است.
5- ادعای گفته شدن قرابت نزدیک ظهور اما زمان از قول احمدی نژاد: در سایتی خواندم که این جملات را دال بر این نظر او نوشته بود: شخصی در سخنانی گفت که " شاید ظهور امام زمان 500 یا حتی 1000 سال دیگر هم اتفاق نیفتد، که احمدی نژاد گفته است «از کجا میگویی؟ اگر دلهای مردم متحول شد و همین امروز خواستند، آیا خدا دریغ می کند؟" حال پیدا کنید علت این تفسیر از سخنی به این سلیسی را!
۶- و آخرین آن ها که امشب روشن شد مربوط به ا میلیارد دلار گم شده از حساب فروش نفت بود: آقای داوری عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی تهران گفت: از آنجایی که شرکت نفت اساسنامه ندارد و از آنجایی که این شرکت عامل فروش نفت است، دولت هر مقدار که نفت میفروشد، پول آن را ابتدا به حساب شرکت نفت و سپس به خزانه واریز میشود و در هر دولت هر رئیس جمهوری که توانایی بیشتری داشته باشد میتواند مقدار زیادتری از سود حاصله از فروش نفت را از شرکت نفت بگیرد. این مدرس دانشگاه گفت: در دولت نهم از میلیاردها دلار پول نفت تنها یک میلیارد در حساب شرکت نفت باقی ماند در حالیکه در دولت اصلاحات از 34 میلیارد دلار پول نفت در سال 83 حدود 6 میلیارد دلار باقی ماند. گفته های ایشان که در اردیبهشت ماه ارائه شده بود امشب توسط مقامات دیوان محاسبات کشور تایید شد و مشخص شد پولی گم نشده!
7- و باز هم دیشب (20/5) مشخص شد که موضوع ترانه موسوی هم که گفته می شد در نزدیکی یک مسجد دستگیر و کشته شده و جسد سوخته او را در حالی که به او تجاوز شده بوده یافته اند، دروغ بوده! انگار باید به دروغ های این چنین عادت کرد! از آمریکا بعید است که با وجود پرنده هایی مثل B-2 spirit و مدل های بسیار جدیدتر از آن (که این مدل از رده خارج شده!!) و با هزینه های هنگفتی که صرف تبدیل شدن CIA به عنوان قدرتمند ترین پایگاه اطلاعاتی جهان می کند، چگونه نمی تواند از صحت و سقم چنین خبرهایی اطلاع یابد؟ البته پاسخ واضح است: نفع در این است! برای یک سناتور آمریکایی که عکس بزرگ این دختر را در مجلس به نمایش می گذارد چه باک، وقتی مردم آمریکا آنقدر سیاسی یا پیگیر نیستند که دنبال حقیقت ماجرا باشند و با دیدن آن عکس و سخنان دلخراش این مرد به هر حال از ایران متنفر یا متنفرتر می شوند؟ و در ایران هم که حالا با تکذیب هر خبری همه صدایشان در می آید که: نه! شما چوپان دروغگویید.. و در این حال حتی به خود زحمت نمی دهند تا با این مادر تماس بگیرند و از حقیقت مطلع شوند. چرا؟ منفعت! و اما اشتباهات رخ داده که هر چه زودتر بایستی عاملان آن مشخص و مجازات شوند: 1- ضرب و جرح و کشته شدن تعدادی از مردم بی گناه در حوادث اخیر از جمله ندا آقا سلطان که اصلاً در منطقه تظاهرات نبوده است. 2- شکسته شدن شیشه بسیاری از خودروها و مغازه ها به دست افراد لباس شخصی! 3- ناسزا گوئی ها از سوی لباس شخصی ها 4- شلیک تیر از ساختمانی که می گویند متعلق به بسیج بوده 5- آتش زدن یک خانه که آتش آن به یک مسجد نیز کشیده شد
سخنی با معترضان: می دانم که بسیاری از شما خواسته های منطقی دارید، من هم با آن قسمت از سخنان شما موافقم. اما آیا دروغ گویی یا توهین و ناسزا بایستی راه رسیدن به مطلوب قرار گیرد؟ به نظر من برخورد منطقی با مسائل بسیار بهتر نتیجه بخش خواهد بود. اگر قرار باشد شما با ما که به قول شما بدیم همان بکنید که بدان می کنند، در ذهن خود چه فرقی بین خود و ما قائل خواهید شد؟ پیامبر (ص) با کسی که بر سر او زباله ریخت چه کرد؟ علی (ع) در جنگ و بر بالای سر عبدود در قبال خشمش چه کرد؟ اگر قرار باشد شما نیز در جای بدکاران اکنون قرار گیرید و همانی باشید که این ها هستند، چرا شما باشید و این ها نباشند؟ آیا نباید با راه درست این گونه افراد را از سر راه برداشت؟ به خدا که اگر منطقی بودید با کلام شما همراه می شدم...هم اکنون هم آماده ام تا به بیان نظرات صحیح شما بپردازم و از این جا طلب جواب کنم.. بعضی گفته اند که به خاطر خون کسانی که در این راه کشته یا شهید شده اند باز نمی ایستند. قبول، خون انسان ها ارزشی بسیار زیاد دارد، اما آیا با خود اندیشیده اید با فرستادن عکس و فیلم و بیان سخنان صدور کشورهایی چون آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا خون چه کسانی را لگد مال می کنید؟ گفته می شود که در حوادث اخیر حدود 26 نفر کشته/شهید شده اند. می دانید چند هزار نفر در طول جنگ ایران و عراق که به پشتیبانی و فروش آخرین سلاح های موجود در جهان آن روز، از جمله سلاح های شیمیایی همین کشورهایی که امروز سخنان آن ها را بازگو می کنید و برایشان فیلم و عکس می فرستید، کشته/شهید شده اند؟ آیا آن ها ایرانی نبودند؟ برادران و خواهران شما نبودند؟ از کیان شما دفاع نکردند؟ آیا بدان با خوبان یکسانند؟ برادران و خواهران من، اگر ما بدیم، شما خوب باشید [ یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٦:۱٤ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
مراسم تحلیف و رخداد های پس از آن حاوی نکات بسیار خوبی بود که ذکر آن ها جای دارد: حضور چهره هایی چون افشین قطبی، محمد رضا شریفی نیا، جهانگیر الماسی، حسین رضا زاده و محمد صالح علا در این مراسم چشمگیر بود. بنا به گزارشات پس از این مراسم به خانه افشین قطبی حمله شد و او از قلب بسیاری از طرفداران که حامی آقای موسوی بودند نیز خارج شد. سؤال: آیا افشین قطبی تغییر کرده؟ به نظر می رسد حضور در مراسم تحلیف بدون اجبار بوده است، این مسئله در عدم حضور چهره های شاخص دیگر منتقد دولت نمایان است. حال چرا افشین قطبی در جلسه ای شرکت کرده که نمایش تایید احمدی نژاد است؟ از نظر حامیان آقای موسوی، قطبی دیگر محبوب نیست اما آیا لحظه ای به این فکر می شود که شاید قطبی برای خود دلایلی دارد؟ آیا کسی که تا امروز به سمبل آوردن اخلاق به جامعه فوتبال، ورزش و ایران تبدیل شده بود به یکباره در خلاف جهت اخلاق گام بر می دارد؟! هنوز مدت زیادی از انتشار این تصاویر نگذشته بود که خبرهایی مبنی بر پاک شدن صفحهی محمد رضا شریفینیا و افشین قطبی در فیسبوک منتشر شد. آیا محمد صالح علا که به اصلاح طلبی رک در برنامه هایش مشهور شده به یک شبه تغییر کرده است؟ آیا محمد عطریانفر و ابطحی یک شبه دچار مشکل شده اند که همه اسناد توطئه را فاش می کنند؟ که بر فرض تهدید آنان باز هم باید گفت: آرمان اگر از منشأ حقیقت باشد، تهدید تو و خانواده ات نمی تواند خللی در رأی تو ایجاد کند. مثال هایی دیگر از این دست نیز وجود دارند: فرهاد جعفری، نویسندهی رمان پرفروش "کافه پیانو" در اظهاراتی پیش و پس از انتخابات، حمایت خود را از محمود احمدینژاد اعلام کرد و دو نامزد اصلاحطلب را "چپ دموکراتنما" و "راست نادموکرات" خواند. در پی سخنان این نویسنده بسیاری از خوانندگان کتاب "کافه پیانو" در حرکتی اعتراضی کتابهای خود را به نشر چشمه، ناشر این کتاب، پس فرستادند. افراد دیگری که در این مراسم حضور داشتند عبارتند از: داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) یکی از چهرههای مطرح تلویزیونی در زمینهی برنامههای کودکان، جهانگیر الماسی، مجید مظفری، احمد نجفی، محمد رضا شریفینیا، سیروس مقدم، محمد صالح علاء (مجری رادیو) و همچنین افرادی از عرصهی ورزش نظیر حسین رضازاده، محمد مایلیکهن، علی کفاشیان و مهدی تاج.
نازخاتون در نوشتهای با عنوان "آقایان شما بدون مردم هیچی نیستید! هیچی!" چنین مینویسد: « درست یا نادرست، بنده فیلم و کتاب و برنامهی ورزشی این آقایان را تحریم خواهم کرد. خون ندا و سهراب و اشکان و امیر و محسن و صدها نفر دیگر روی زمین ریخته شده، بعد این آقایان که وجود تک تکشان به مردم و حمایتهای آنان بسته است، چهار زانو نشستند و لیچار گوش میدهند!" اگر این گونه پنداریم که این افراد با ندای مخالف خود چنین برخوردی دارند (که مثال آن در حمله عده ای به خانه قطبی و هراس همسر بی گناهش مشخص شد) چگونه در امان باشیم از آن ها، وقتی سمتی در دولت تشکیل شده احتمالی آینده داشته باشند؟ مگر نه این است که میز ها و قدرت ها می تواند انسان ها را به سمت بدی بکشاند، حال که این ها دستی به قدرت ندارند این چنین با صدای مخالف خود به جنگ بر می خیزند و دشنامش می دهند، وای به روزی که...! به نظرم این افراد بایستی در افکار خود تجدید نظر کنند و به جای خط زدن قطبی ها از دل، نگاهی حقیقت جویانه و به دور از تعصب به ماجراهای اتفاق افتاده بیندازند، شاید همه چیز آن نباشد که من شنیده ام.. همیشه گفته اند که به دنبال حقیقت باش و حق را بشناس تا صاحبان آن را بشناسی. شناختن حق با افراد راهی بس به بیراهه است. مسلماً هیچ گاه طلا به گفته من و شما نقره نمی شود و نقره نیز طلا. و نیز "ناز خاتون" باید بداند که ارزش انسان ها بنا به گفته خداوند به تقوای آن هاست و ملاک پوچ بودن یا پر بودنشان به نظر من و شما نیست. نکته دیگر اذعان آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به منتخب بودن احمدی نژاد و سپس برائت از تبریک گفتن به وی بود؛ تناقضی آشکار در سخنان و ربط آن ها برای برداشتی درست، که وقتی انتخاب تایید شد یعنی وجود دموکراسی پذیرفته شد و وقتی به دموکراسی اذعان شد تبریک جزئی از مراسم طبیعی تمام کشور هاست، همان طور که احمدی نژاد به اوباما تبریک گفت. مسلماً وجود تناقضات آشکار در نحوه برخورد و رفتار انسان ها بهترین دلیل بر دوری از حق است و نیازی به دروغ پردازی و داستان سرائی و واژه سازی 1 ندارد. مهدی وزیریان
1 چنان که اخیراً وبلاگی به نام چرندیات کتاب آسمانی منتشر می شود و به مطالبی اشاره می کند از سر فهمیدن مغرضانه، نفهمیدن ناشی از جهل، ساخت تصاویر با فوتوشاپ و ویدئوهایی ساختگی، اگر سخن حق باشد نیاز به ساختگی بودن نیست [ یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤۳ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
ائتلاف سرمایه داران ایرانی،آمریکایی ها و صهیونیست ها علیه احمدی نژاد
"فیل ویلایتو" فعال صلح طلب مقیم آمریکا در مطلبی که در (Monthly Review) به تحلیل وضعیت ایران در شرایط بعد از انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. نویسنده سپس با استناد به گزارش های رسانه های مختلف بخش هایی از این مطالب را با تاکید بر اقداماتی که تظاهرکنندگان برعلیه نیروی انتظامی و برخی اماکن عمومی انجام داده اند تشریح کرده و در مجموع تظاهرکنندگان را به عنوان مقصرین اصلی درگیری ها معرفی کرده است.
[ یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٠ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
(برگرفته از http://love-iran-1.persianblog.ir/post/26/)
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حالی برگزار شد که انقلاب اسلامی در آغاز راه دهه چهارم خود قرار گرفته است. در این دوره از انتخابات که آن را می توان باشکوه ترین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ انقلاب اسلامی دانست، دکتر محمود احمدی نژاد در یک رقابت حداکثری با حضور قریب به 40 میلیون نفری ملت که 85 درصد از واجدین شرایط را تشکیل می دهد، توانست با رأی بالای 5/24 میلیونی پیروز انتخابات گردد. به طور مثال آقای مهندس موسوی بنا به گفته بسیاری از نزدیکانشان فردی اخلاقی ست که می توانست بسیار بهتر از این وارد صحنه انتخابات شود و حتی پیروز آن باشد اما... 2- عنصر مهم دیگری که موجب اعتماد دوباره مردم به دکتر احمدی نژاد گردید، بی برنامه گی و ضعف رقیبانی بود که در این دوره از انتخابات در برابر دکتر احمدی نژاد وارد عرصه رقابت شدند. این نامزدها بیش از اینکه دارای برنامه ای قابل قبول و برتر از برنامه های دکتر احمدی نژاد باشند، بیشتر به تخریب و برجسته نمودن نقاط ضعف دولت پرداختند، غافل از اینکه طرح این گونه مسائل برای اقناع اکثریت مردم و تحقق سناریوی «عبور از احمدی نژاد» کفایت نمی کرد، لذا مردم ترجیح دادند به دکتر اعتماد نمایند تا دیگر نامزدهای رقیب. [ یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤۱ ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
در این گزارش به تمام نکات مطرح شده درباره وضع اقتصادی ایران در مدت دولت نهم و پیش بینی آن در دولت دهم پرداخته شده است بر اساس "گزارش توسعه جهانی (WDR) " بانک جهانی، از مجموع 15 شاخص اقتصادی مورد بررسی در سالهای 2004 تا 2007 ، عملکرد دولت نهم در 13 شاخص از جمله رشد اقتصادی، نسبت صادرات به واردات، جذب سرمایهگذاری خارجی، افزایش سرانه درآمد ملی و تشکیل سرمایه ناخالص مثبت ارزیابی شده است. این گزارش حاکی است، ایران دومین کشور پرجمعیت منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به شمار می رود. اکثریت جمعیت 73 میلیونی این کشور جوان هستند که امیدوار به آینده بهتر هستند. به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، مقایسه دو گزارش توسعه جهانی بانک جهانی 2006 و 2009 که آمار مربوط به سال های2003 و 2004 با سال های 2006 و 2007 را ارائه می کند، از بهبود اکثر شاخص های کلان اقتصادی ایران در فاصله این دوره زمانی خبر می دهد. * نرخ مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی ایران پایین است و این مساله سبب شده تا نرخ بیکاری در بین آنها بالا باشد. شاخص های بهداشت و آموزش ایران جزء بهترین ها در بین کشورهای منطقه است. همچنین واحد اطلاعات اکونومیست در گزارش جدید که در ماه ژوئن سال 2009 میلادی منتشر شده است، به بررسی درجه ریسک فضای کسب و کار در ایران طی سالهای 2004 تا 2008 و پیش بینی سالهای 2009 تا 2013 میلادی پرداخت و رتبه ایران را اعلام کرد. [ شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٤:۱٩ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
"او خواهد آمد سرزمینی به سبزی چمن های معطّر باید برای قدومش سرزمینی به وسعت جانهای مان دست من و توست باغبان این دشت و تا ما نشویم گشایشی در این باغ نیست ما شدنی برای رهایی ما شدنی برای پیوست سرزمین رؤیایی ما نزدیک است و او خواهد آمد"
می گویند هر وقت کسی در کابینه از کار خسته می شود احمدی نژاد به او می گوید: " نباید خسته شویم، امام زمان تنهاست"
[ پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠۸ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
به یاد او که... در روزهای اخیر اتفاقات شیرین زیادی به وقوع پیوست که در لا به لای آن حوادثی تلخ کم رنگ شد. دستور پی گیری صدمه زنندگان به مردم بی گناه، تنفیذ حکم رئیس جمهور به دست رهبر و تحلیف رئیس جمهور که امروز اتفاق افتاد. - در مورد مسئله اول که خواست عمومی بود و بایستی با برخورد با چنین افراد خود سری که به جای پاسداشت نظام و هویت و کرامت انسان ها در نظام اسلامی به آن ضربه وارد کرده اند برخورد شود و به نظر من بایستی برای عاملان اصلی و مهم آنان مجازات هایی سخت تر از مهمترین خلاف ها در نظر گرفت. چرا که کرامت و جان انسان ها مهمترین چیز در نزد خداوند متعال است و "هر کس کسی را زنده کند انگار تمام انسان ها را زنده کرده و هر کس کسی را -به ناحق- بکشد، انگار همه را کشته" - در مراسم تنفیذ برخی نکات جالب بود: عدم حضور هاشمی اولین نکته ای بود که به چشم می خورد و عمق احساسات میان احمدی نژاد و او را نمایان می کرد. حضور افشین قطبی، که با حضورش خود را در قلب من - که به خاطر گفتمان نویی که با فرهنگ صبور منشانه و با ادب خود به ورزش و به طور کل جامعه ایران وارد کرد او را دوست داشتم- محبوب تر کرد از نکات جالب توجه دیگر بود. سخنان احمدی نژاد که خود را خادم هفتاد میلیون ایرانی نامید از نکات برتر این جلسه بود. گزارشات و تحلیل های بسیار عجیب تلویزیون فارسی BBC نیز از نکات فرعی ماجرا بود. این شبکه یا تاکید بر صحنه بوسیدن شانه رهبر توسط احمدی نژاد و با مقایسه آن با چهار سال پیش که او دست ایشان را بوسیده بود این گونه تفسیر کرد که چون احمدی نژاد این بار دست رهبر را نبوسید، روابط این دو کمرنگ شده است. اما هر بیننده ساده ای هم با دیدن این مراسم می فهمید که در هنگام کرنش برای بوسیدن دست رهبر، ایشان احمدی نژاد را از این کار منع کردند و اگر به سخنان ایشان نیز گوش می کردند می فهمیدند که رهبر سرما خورده بود و بدین جهت احمدی نژاد را از بوسیدن دستش منع کرد و او به سمت شانه رفت. البته این اولین بار نیست که این به اصطلاح رسانه از تفسیر درست چنین مسائل ساده ای به دلیل نفع شخصی اش در نشان دادن غیر واقعیتی به رنگ برّاق لذت می برد و بییندگان را نیز همراه خود می بیند. برخی از مردم به دلیل اینکه اعتراضاتشان کاریکاتور انقلاب 57 خوانده شد شب با صدای بلندتری شعار دادند. - در مراسم تحلیف، احمدی نژاد بار دیگر به این مطلب اشاره کرد که مهم نیست چه کسی به چه کسی رأی داده است و باید برای ساختن ایران تلاش کنیم. مراسم تحلیف امسال پر شور تر و با تزئین مجلس به رنگ های مختلف (احتمالاً به دلیل قرابت با روز میلاد منجی) برگزار شد. آقای لاریجانی هم بر تعامل و همکاری بیشتر مجلس برای درس دادن به غرب اشاره کرد و احمدی نژاد در پاسخ به برخی کشور های غربی از جمله آمریکا که از تبریک گفتن به او خودداری کرده بودند گفت: نه اخم شما و نه لبخندتان برای ملت ایران ارزشی ندارد (و همیشه با این جملات غرور آفرینش مرا مفتخر می کند). تبریک نگفتن اوباما به احمدی نژاد و تبریک گفتن احمدی نژاد به او چند پیام دارد دارد و به نظر من مهمترین آن این است که احمدی نژاد به خواست ملت آمریکا با تبریک گفتن به اوباما احترام گذاشت و اوباما از این کار طفره رفت. او با این حال گفته که احمدی نژاد را رئیس جمهور ایران می داند چون مردم به او رأی داده اند. این مسئله تناقض آشکار سخنان وی در احترام به خواست ملت ها را نمایان می کند می تواند به پیشبرد کلام ایران در جهان به واسطه احترام به خواست ملت ها کمک کند. [ چهارشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤٢ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
دکتر احمدینژاد در نامهای به رییس قوه قضائیه با اشاره به بازداشت عدهای از شهروندان که براساس دعوت و تحریک برخی افراد و جریانات سیاسی داخلی و با حمایت تبلیغاتی دشمنان خارجی روی داده است خواستار تسریع در رسیدگی همه جانبه به وضعیت کلی متهمین و تعیین تکلیف آنان و اعمال حداکثری رأفت اسلامی نسبت به آن دسته از شهروندانی که ناآگاهانه در این مسیر قرار گرفته اند شد.
دکتر محمود احمدینژاد صبح امروز (جمعه) در آیین یازدهمین هم اندیشی علمی - پژوهشی اساتید کشور گفت: امروز سازمان بسیج اساتید درخت تناوری است که نقطه امید و اتکای انقلاب اسلامی در عرصههای علمی، فکری و فناری تبدیل شده است. رابطه ما با مقام معظم رهبری از جنس اعتقادی و پدر پسری است
دکتر احمدی نژاد در ادامه اظهار داشت: در روزهای اخیر عده ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند در حالی که آنان نمیدانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالبهای سیاسی و اداری است و از جنس محبت ، اعتقادی و پدر پسری است. عدالت ، روح حاکم بر فعالیت های دولت است [ شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٤:۳٢ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
و اما از اشتباهات درون نظام نیز نباید گذشت؛ رانتی شدن مناصب، اعمال نفوذ در جریانات و سوء استفاده برخی از قدرت، تجمیع بیت المال به ناحق، رواج فرهنگ اشرافی گری در بین مسئولین و ساده انگاری مشکلات و عدم برنامه ریزی درست با استفاده از نیروی متخصص راه را بر ما تنگ کرده است. با این حال و در مجموع دو مطلب بالا، به نظر می رسد راه خروج از فروپاشی داخلی و عدم باج دادن به آنانی که عدم خیر خواهیشان برای مردم ایران سال هاست که اثبات شده نگرش جدید مسئولین به مقوله اداره کشور بر اساس حق طلبی و استفاده از نیروی کارآمد، بدون در نظر گرفتن ملاحظات غیر موجه و تصحیح سیاست های اجرایی نهاد و سازمان هایی مانند صدا و سیما در شفاف سازی و راست گویی ست. امید است مردم فهیم ایران بار دیگر در ادامه خنثی کردن نقشه های دشمن خارجی، دوست داخلی را دریابند و دشمن داخلی اصلی را با صبر و متانت از پای در آورند تا مسیر صحیح انقلاب همچنان به تکاپو برای بهتر شدن ادامه دهد. ------------------------------------------- آیا شما احمدی نژاد را دیکتاتور می دانید؟ به نظر شما احترام باید گذاشت اما برای من اثبات کنید که او چگونه دیکتاتور ست؟ آیا برچیدن سازمان مدیریت که در آن وزیر جز با بردن سکه نتواند طرح خود را اجرایی کند دیکتاتوری ست؟ آیا درخواست اجازه برای ورود بانوان به ورزشگاه ها دیکتاتوری ست؟ آیا دفاع نظری از مردمی مظلوم در دنیا دیکتاتوری ست؟ آیا سخن گفتن از پیامبر رحمت و آزاد کردن ملوانان انگلیسی به دلیل رافت به مردم انگلیس پس از نامه عذرخواهی دولت آن کشور دیکاتوری ست؟ آیا مخالفت چند باره با برخورد های گشت ارشاد که به طور مستقیم زیر نظر دولت نبوده دیکتاتوری ست؟ آیا انتخاب معاون اول که حق قانونی رئیس جمهور است دیکتاتوری ست؟ آیا جدا کردن 40 میلیونی مردم رای دهنده از آشوبگران واقعی دیکتاتوری ست؟ آیا اعتقاد به دوستی با تمام مردم دنیا حتی مردم رژیم صهیونیستی نشانه دیکتاتوری ست؟ آیا افشای کسانی که به حقوق مردم تجاوز می کنند و کرده اند دیکتاتوری ست؟ آیا نتیجه 24 میلیون رای که به گفته تمام ناظرین نامزدها هم کمترین تخلف انتخاباتی را داشته دیکتاتوری ست؟ آیا چهار سال دم زدن از عزت ایرانیان در جای جای دنیا تا به مذاکره کشاندن تمام کشورهای غربی و دست برداشتن آنان از تهدید ایران نشانه دیکتاتوری ست؟ آیا در یک کشور که دیکتاتور حاکم است از او در صدا و سیما و محافل اصلی قدرت انتقاد می شود؟ چگونه او را به صفتی می خوانید که هیچ دلیلی بر آن نمی یابید؟ خوبست که به گذشته این چهار سال و اقدامات او نیز نظری بیفکنید. مهدی وزیریان [ چهارشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤٠ ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
در پی کنار گذاشتن اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اولی، محمود احمدی نژاد وی را به سمت مشاور و رئیس دفتر خود منصوب کرده است. آقای احمدی نژاد در نامه انتصاب آقای مشایی، وی را "انسانی مومن و فداکار و مورد اطمینان کامل" معرفی کرده است. آقای مشایی پیش از این، تقاضای کناره گیری کرده بود و آقای احمدی نژاد در پاسخ به نامه پذیرش کناره گیری خطاب به آقای مشایی نوشت: "در یک هفته اخیر امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی، فشارها و جوسازی های بعضی رسانه ها و جریان های سیاسی، دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند". پس از انتشار رسمی نامه آقای خامنه ای و در واکنش به مقاومت آقای احمدی نژاد در کنار گذاشتن اسفندیار رحیم مشایی، صبح روز شنبه ۲۵ ژوئیه (سوم مرداد)، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله این روزنامه آقای رحیم مشایی را "یکی از مهره های کودتای مخملی" خواند که به نوشته کیهان "فقط محل مأموریت او با سایر توطئهگران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او." آقای رحیم مشایی که به عنوان رئیس سازمان گردشگری و یکی از معاونان محمود احمدی نژاد در دولت فعالیت داشته، تاکید کرده است: "خود را همواره سرباز دولت دانسته و در مسیر اسلام و انقلاب از هیچ تلاش و خدمتی دریغ نخواهم کرد." --------------------------------------------------- اسفندیار رحیم مشایی از روشنفکران حقیقی جامعه ماست که مانند اغلب آنان باید در مسئولیت های مهم نباشد تا جامعه تا جای ممکن روی پیشرفت به خود نبیند. در گزارش های غلطیکه به رهبر از اعمال به حق ایشان داده شد تا موجب برناری وی شود چنین امری به خوبی مشاهده می شود. در روزهای اخیر شاهد این بودیم که روزنامه هایی چون "کیهان" و سایت "رجانیوز" با بروز کلماتی دون احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار دادند و هویت افراطی، ناموزون و نادرست خود را بار دیگر نمایان ساختند. برایم جالب است که او {احمدی نژاد} اکنون نه در بین اصول گرایان افراطی و نه اصلاح طلبان افراطی جایگاهی ندارد، اگر معصوم بود علی (ع) را برایم تداعی می کرد... اگرچه او شیعه علی (ع) است و در یقینش قدرتی نهفته است که حتی با رفتنش از دنیای فانی به سرای باقی در ذهن های علی فهم احساس می شود. [ یکشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٦ ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
احمدی نژاد:
به هزار دلیل به آقای مشایی علاقه دارم
جام جم آنلاین: دکتر "محمود احمدینژاد " رییس جمهوری امروز چهارشنبه در واکنش به جنجال و اعتراضات گسترده ای که به انتصاب "اسفندیار رحیم مشایی" به سمت معاون اول رییس جمهور صورت گرفته است، بار دیگر از او دفاع کرد و گفت: یکی از افتخاراتم در زندگی و یکی از بزرگترین نعمتهایی که خداوند به من داده، آشنایی با آقای مشایی، این مرد بزرگ و برادر پاک و مومن است. من به هزار دلیل به او علاقه دارم.
![]() به گزارش خبرنگار ایسنا، رییسجمهور که در مراسم تودیع اسفندیار رحیم مشایی از ریاست سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری و معارفه حمید بقایی به عنوان رییس جدید این سازمان سخن می گفت، افزود: آقای مشایی مثل چشمهای زلال هستند که یک ذره غش برایشان معنا ندارد و ایشان زلال هستند. احمدینژاد ادامه داد: دیدم به ایشان هجوم میشود، علت را جویا شدم، پاسخی نیافتم و به حال ایشان غبطه خوردم. رییس جمهوری تصریح کرد: آقای مشایی علیالظاهر از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جدا میشود ولی من مطمئنم که هیچگاه وی از این سازمان جدا نمیشود و کمک میکند اندیشه ناب انسانی و انسانساز در عرصه وسیعتر در یک افق بالاتر منتشر شود. احمدینژاد گفت: برخی به من میگویند چرا شما اینقدر نسبت به ایشان اهتمام و علاقه دارید، من در جواب گفته ام به هزار دلیل. یکی از دلایل آن این است که وقتی با ایشان می نشینید و گفتوگو میکنید گویی با خود نشسته اید، فاصلهای نیست و یک آیینه شفاف است. وی با اشاره به خدمات رحیم مشایی افزود: متاسفانه برخی ایشان را نمیشناسند، متاسفانه. رییس جمهوری با بیان اینکه « آقای مشایی یک انسان هدفدار است» گفت: من تا کنون ندیدهام ایشان یک لحظه از وقتشان را همین جوری بگذراند. هر موقع دیدم، ایشان مشغول یک کار مثبت و سازنده بودند و انشاءالله فرصتی شود که من برداشت و احساس خود را نسبت به ایشان بیان کنم، که یک برنامه مستقل میخواهد. احمدینژاد با تشکر از خدمات مشایی در طول این چهار سال گفت: ایشان با کمک همکارانشان در طول این چهار سال کارهای برجستهای انجام دادهاند و اکنون نیز پذیرفتهاند بیایند در دولت خدمت ایشان باشیم. احمدینژاد با اشاره به سخنان مشایی گفت: برادر بسیار عزیزم آقای مشایی گفتنیها را فرمودند و همان طور که ایشان اشاره کردند موضوع آفرینش، انسان است و وقتی از یک دل پاک و نورانی و از این اندیشهی بلند در مورد انسان صحبت میشود، شنونده گذر زمان را احساس نمیکند و وقتی فضا شیرین میشود انسان علاقهمند است ساعتها و ساعتها این بحث ادامه پیدا کند. وی افزود: ماموریت انسان توجه به این نکته و بازگشت و پافشاری بر آن است و در واقع موضوع آفرینش انسان بوده و همهی عالم در خدمت انسان است؛ البته من نمیخواهم با صحبت در این زمینهها شیرینی صحبتهای آقای مشایی را در این زمینه کم یا خدشهای به آن وارد کنم. احمدینژاد ادامه داد: من به عنوان یک خادم و برادر کوچک شما میفهم که امروز سازمان میراث فرهنگی جایگاهش با چند سال قبل متفاوت است و اگر در چند سال گذشته به این سازمان به عنوان یک سازمان جنبی و حاشیهای نگاه میشد به لطف تلاشهای شما از نظر بنده امروز سازمان میراث فرهنگی یکی از مهمترین دستگاههای کشور است و بقیه دستگاهها خدماتی هستند. رییسجمهور همچنین با بیان این که این سازمان تلاش میکند نگاه فرهنگی انسانی ملت ایران شکوفا و معرفی شود، اظهار کرد: من میدانم که کار شما چقدر سخت است و ما آن قدر که از لحاظ بودجه و امکانات شایسته بود نتوانستیم پشتیبانی کنیم و ظرفیت این سازمان به اندازه ظرفیت انسان است. وی اظهار کرد: بنده به عنوان کسی، یا تنها کسی، یا معدود کسی که همه جای ایران را دیده است و شهرستانی نیست که ندیده باشم به جرات میتوانم بگویم کمتر روستا یا دهستانی را در کشور داریم که میراث ارزشمند فرهنگی در خود نداشته باشد. وی همچنین گفت: کار زیبایی که شما دوستان در این دوره انجام دادید تلاش در حوزه میراث معنوی بود. احمدینژاد در پایان نیز با بیان این که ماموریت جهانی ما تازه آغاز میشود، گفت: لازم است از برادر عزیزم آقای مشایی تشکر ویژهای داشته باشم. بر اساس این گزارش در این مراسم لوح تقدیری به مشایی داده شد. [ شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٥ ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |